اسفند ۲۰ ۱۳۸۹

خدایش رحمت کناد.


اسفند ۱۲ ۱۳۸۹

نسخه ای نادر از حضور وهابیون در خلیج فارس

منتشر شده در مجله پیام بهارستان ، شماره ۹ ؛ نسخه چاپ شده از اینجا قابل دریافت است.

مقدمه :

جریان وهابیت که در سالهای پیش از ۱۱۵۷ توسط محمد بن عبدالوهاب(۱۱۱۵-۱۲۰۶) ، پای به عرصه وجود نهاد و پس از انعقاد پیمان دوستی و مشارکت میان محمد بن سعود و محمد بن عبدالوهاب در درعیه[۱] و متعاقباً تشکیل دولت سعودی اول ، وجهه ای سیاسی پیدا کرد، تاثیرات شگرف و غیرقابل انکاری در تاریخ متاخر خاورمیانه گذاشته است. اگرچه این طور به نظر می رسد که منابع اصیل و دست اول در باب تاریخ وهابی به دلیل قرابت زمانی فراوان و در دسترس هستند، به دلیل دورافتادگی و اهمیت بسیار کمی که حوزه نجد- بیابان مرکزی عربستان- برای مورخین آن زمان داشته است، اطلاعات قابل استناد و اصیل از منابع غیر وهابی، بسیار معدود و گنگ هستند.

روایات اصیل و دست اول از تاریخ شکل گیری حرکت وهابی را می توان به دو دسته تقسیم کرد : منابع وهابی و منابع غیروهابی. منابع وهابی که عموما توسط مورخان و وقایع نگاران معتقد به آموزه های محمد بن عبدالوهاب نگاشته شده در این مجال مورد بحث نیستند[۲]، لیکن منابع غیروهابی عموما منحصر به روایات عربی و فارسی هستند، منابع انگلیسی نیز که به گزارشات نیروهای بریتانیا در منطقه اختصاص یافته ، به دلیل تأخّر زمانی ، در درجه دوم قرار دارند. نکته مهم درباب این منابع این است که به دلیل اهمیت بسیار کم و قلیل منطقه نجد و تحولاتی که در آن رخ می داد، مورخان به هیچ وجه سخنی معاصر آن تحولات در کتب خویش نیاورده اند و تنها زمانی که در سال نیروهای سعودی-وهابی به دو شهر مقدس مکه و مدینه تاختند، توجه این منابع به این موضوع مهم جلب شد. فی المثل در تواریخ فارسی آن روزگار همچون ناسخ التواریخ ، روضة الصفای ناصری، مآثر سلطانیه ، تحفه العالم سید عبداللطیف شوشتری و نیز نامه میرزای قمی به فتحعلی شاه در سال ۱۲۳۰ اشاراتی به سفر شیخ به ایران به منظور کسب علم داشته اند.[۳] بدون شک حضور طلبه ای جوان و گمنام در آن دوران به هیچ وجه برای مورخین ایرانی قاجار موضوع جالب توجهی نبوده، اما پس از وقوع حملات دولت سعودی به حجاز و هتک حرمت عتبات عالیات در عراق توجه همه مورخین به سوی بنیانگذار این حرکت جلب شد. به این دلیل روایات ، تک نگاری ها و گزارشاتی که نتیجه مشاهدات و معاینات شخص نگارنده خبر در باب جریان وهابی باشد بسیار ارزشمند و کم یاب است. مقاله حاضر به شرح و تبیین یکی از همین روایات است که در کتابخانه موزه بریتانیا نگهداری می شود و گزارشی از حضور وهابیون در کرانه های خلیج فارس است که به زبان فارسی نوشته شده است.


[۱] درعیه یکی از شهرهای جزیرة العرب و در نزدیکی شهر ریاض کنونی قرار داشت و آنرا تیره ای از قبیله دروع در نیمه دوم قرن نهم هجری بنا نهاده و به نام مسکن پیشین خود که از روستاهای قطیف بود درعیه نام گذارده بودند. ابن بشر، عنوان المجد؛ لمع الشهاب فی سیره محمد بن عبدالوهاب، نسخه شماره ۲۳٫۳۴۹ کتابخانه موزه ملی بریتانیا ؛ حمد الجاسر، فی شمال غرب الجزیره العرب، ص۳۴۷؛ به نقل از حسین مدرسی طباطبائی ، روابط ایران با حکومت های مستقل نجد، مجله بررسی های تاریخی ، سال ۱۱، ش ۴، ص ۷۶

[۲] برای اطلاعات بیشتر بنگرید به مقاله ارزشمند مایکل کوک :

Cook , Michael , Historians in Pre-Wahhabi Najd , Studia Islamica , 1992; v.76 ; p.163

[3] درباب این فرضیه که شیخ محمد بن عبدالوهاب به ایران سفر کرده، در سالهای اخیر مباحثات فراوانی در گرفته است. بسیاری از علما و پژوهشگران وهابی از حمد الجاسر گرفته تا عثیمین این فرضیه را رد کرده اند و گروه دیگری با استناد به رساله لمع الشهاب فی سیره محمد بن عبدالوهاب از نویسنده ای ناشناس که طبق تصریح استاد مدرسی طباطبائی قدیم ترین شرح حال قابل استناد از محمد بن عبدالوهاب است، سفر محمد بن عبدالوهاب را به ایران قطعی می دانند. بحث در باب اعتبار این کتاب و میران اعتماد و استناد علمی بدان هنوز در جریان است. برای نمونه بنگرید به مقاله مایکل کوک که مدعی اصلی اعتبار این کتاب است : مایکل کوک ، لمع الشهاب فی سیره محمد بن عبدالوهاب، برگردان محمد حسین رفیعی ، آینه پژوهش ، شماره ۱۲۲؛ نیز بنگرید به : همو، سرچشمه های اندیشه وهابیت، برگردان محمد بن حسین رفیعی، میقات حج ، شماره ۶۵٫ اما برای بررسی دیدگاه های مخالف وی بنگرید به مقدمه محمد صالح العثیمین بر چاپ جدید کتاب لمع الشهاب فی سیره محمد بن عبدالوهاب در مکتبه عبدالعزیز ، ریاض ؛ نیز بنگرید به

Muhammad Salih al-Uthaymin , Muhammad Ibn Abdul Wahhab: The Man and his Works,1972 ; PhD Dissertation, Edinburgh University

خواندن ادامه ›


مهر ۳۰ ۱۳۸۹

مناظره احمد بن ادریس و مطوعین وهابی

خردنامه 2این مقاله را خیلی دوست می دارم. تولید جانانه ایست، وقتی نوشتمش به خودم امیدوار شدم و دوستانی که خوانند مرا بشدت تشویق کردند و … . یکی از همین دوستان شرایط چاپ آنرا در خردنامه همشهری که می گفتند مجله ای با مدیریت جدید و شکل و سیاق جدیدی ست فراهم کردند که متاسفانه این شرایط بیش از ۳ شماره برای خردنامه دوام نیاورد و باز هم مثل دیگر حوزه های علمی-پژوهشی در کشورمان شد. بگذریم این مقاله بدون شک اولین پژوهش در زبان فارسی درباب نهاد مذهبی دولت اول وهابی ست که به گروهی از مبلغین و مروجین اندیشه های ابن عبدالوهاب می پردازد که « مطوع» نام داشتند. بحث مهم و مفصلی ست اما فی الحال مجال بسط آنرا ندارم و پایان نامه را در همین باب انتخاب کرده ام.

این مقاله مشتمل است بر یک مقدمه مفصل درباب نقش نهضت های اصلاح گرانه و احیاگر متصوفه در قرون ۱۷ و ۱۸ و نوع نگرشی که به بازگشت به اصول اسلامی داشته اند. منابع بسیاری دیده شده که عموما غیرفارسی هستند. به عبارت دیگر می توان گفت که در زبان فارسی علی رغم اهمیت این موضوع بسیار کم پرداخته شده است. پس از شرح حالی از شخصیت ابن ادریس فاسی مراکشی یک صوفی همیشه مطرود از سوی سنت گرایان بود ارائه شده است. جالب اینکه او پس از اینکه از موطن خود ، فاس رانده می شود مدت ۱۴ سال در شهر مکه ای که تحت کنترل و اشغال وهابیون بوده حضور داشته و به کار خود می پرداخته و مریدان بیشماری هم داشته است. پس از حمله سپاهیان عثمانی به حجاز ، او که احتمالا از جنگ و نزاع به دور بوده ، سلسله سفرهای چندین ساله خود را آغاز می کند و نهایتا  در مرز عربستان امروزی و یمن و در حوزه تهامه، در شهری به نام عسیر رحل اقامت می کند. با امیر آنجا روابط خوبی برقرار می کند. جالب آنکه او با اینکه بشدت ضد تندروی های وهابیون است روابط خوبی با امرای وهابی برقرار می کرده. این موضوع به دقت در مقاله مورد بررسی قرار گرفته است. پس از گذشت مدتی از حضور ابن ادریس در عسیر سه تن از مطوعین وهابی امیر را به دلیل اعمالی که آنها آنرا خلاف شرع می دانند تحت فشار می گذارند و نهایتا مناظره ای میان آنان و احمد بن ادریس به وقوع می پیوندد که بن مایه اصلی این مقاله است. متن مناظره نیز که برای اولین بار در شماره ۵ مجله تکرارنشدنی «العرب» ، توسط ابوداهش به چاپ رسید به مقاله منضم شده است.

متن مقاله از اینجا قابل دریافت است


مهر ۲۹ ۱۳۸۹

شیخ یوسف بحرانی و کشکولش

یوسف بن احمد بن ابراهیم درازی، فقیه امامی که در سال ۱۱۰۷ در خاندانی بازرگان در دهکده ماحوز در بحرین متولد شد. خاندان او در اثر حمله حاکم عمان در سال ۱۱۲۹ مجبور به ترک بوم خود و مهاجرت به قطیف شدند. شیخ یوسف پس از مرگ پدرش در ۲۲ صفر ۱۱۳۱ ریاست خانواده را به عهده گرفت و توانست فعالیت های اقتصادی  و تجاری مابین قطیف و بحرین را احیاء کند و در همین حین به مطالعه و تتبع می پرداخت. او در سال ۱۱۳۵ بحرین را به قصد ایران ترک کرد. در آن زمان شاه سلطان حسین صفوی بر ایران حکومت می کرد. او ابتدا به کرمان رفت و سپس در شیراز رحل اقامت افکند و در آنجا از حمایت و استقبال محمد تقی خان بحرانی بهره مند شد. شیخ یوسف در این شهر مدت مدیدی اقامت داشت و برخی از آثارش را در این شهر نگاشت : مسائل الشیرازیه ،کشف الغنی و رسالة محمدیه(که برای برادرش در سال ۱۱۵۵ نگاشته است). مقصد بعدی بحرانی پس از شیراز، فسا بود و در آنجا نیز روابط بسیار نزدیکی با حاکن شهر برقرار کرد. در این شهر بود که بحرانی نگارش کتاب مهم فقهی خویش به نام حدائق الناظره را آغاز کرد، اما عمرش به اتمام آن کفاف نداد. در میان درگیری های سال ۱۱۶۳ خانه و کتابخانه بحرانی مورد حمله قرار گرفت و بخشی از کتبش معدوم شد. این ناآرامی ها وی را مجبور به فرار به شهر کربلا نمود. او در این شهر به زودی به یکی از بزرگترین علمای امامی تبدیل و مورد احترام خاص و عام قرار گرفت : حلقه شاگردانش روز به روز گسترده تر می شد و فتاوای زیادی در جواب سوالات شرعی که از او پرسیده میشد از وی صادر شد. نهایتا وی در چهارم ربیع الاول  سال ۱۱۸۶ در حین رواج طاعونی که در آن زمان سراسر عراق را فراگرفته بود درگذشت، اما درباب مرگش اشاره ای به بیماری طاعون به عنوان عامل مرگ نشده است.

خواندن ادامه ›


مهر ۲۹ ۱۳۸۹

تاریخ فخری و ابن طباطبا

ابن طقطقی وابسته به یکی از خاندان های برجسته شیعی جهان اسلام به نام آل طباطبا بوده است. نیای بزرگ این خاندان امام حسن است، از این رو اینان به سادات حسنی نیز مشهورند. نیای بزرگ ابراهیم بن اسماعیل دیباج بن ابراهیم بن حسن بن حسن(ع) است. و همین فرد است که نخستین بار به طباطبا شهرت یافت. برخی گفته اند ابراهیم به دلیل ناتوانی در ادای برخی حروف یا بر اثر گرفتگی زبان، حرف قاف را طاء تلفظ می کرد، از این رو قبا را طبا تلفظ کرده است. و این کلمه را مکرر ساخته و در نتیحه به ایراعیم طباطبا معروف شده و فرزندان او نیز به همین دلیل ابن طباطبا خوانده شده اند. اما برخی گفته اند:  طباطبا در نبطی به معنای سید السادات است و هنگامی که ابراهیم از زندان ابوجعفر منصور دوانیقی آزاد شد و در عراق ساکن شد، نبطیان بومی بین النهرین او را به این نام خوانده اند و این سخن اعتبار بیشتری دارد. ابراهیم از اصحاب امام جعفر صادق و از روایان حدیث است. علویان از همان آغاز، نظام خلافت را به انجراف از اصول اسلام و غصب امات علی و فرزندانش متهم می ساختند. این مساله به ویژه پس از تسلط امویان و حادثه کربلا شدت بیشتری یافت.ابراهیم نیز شخصیت علوی معترض به خلافت عباسیان است، از این رو همواره مورد تعقیب و آزار دستگاه خلافت بود.

آل طباطبا که یکی از خاندان های شیعی امامی و زیدی ست، در طول ۱۳ سده (از سده ۲ تا ۱۴) در حجاز، عراق ، یمن ، مصر ، شام و ایران می زیستند و اکنون نیز شماری از شاخه آن در جهان اسلام پراکنده اند.  ابن طقطقی وابسته به سادات طباطبایی عراق است. عراق از حدود سال ۳۶ که امام علی مقر فرمانروای خود را از مدینه به کوفه انتقال داد، پیوسته مرکز شیعیان و علویان بود؛ اما پس از آنکه محمد بن ابراهیم در کوفه شورش کرد و دولتی بنیاد نهاد، سادات و شیعیان در آن رو به فزونی نهادند.

خواندن ادامه ›


مهر ۲ ۱۳۸۹

تاریخ المستبصر ابن مجاور

این مقاله برای اولین بار در سایت کتابخانه مجلس شورای اسلامی منتشر شده است و من اینجا آنرا بازنشر می کنم :

اِبْن‌ِ مُجاوِر، ابوالفتح‌ نجم‌الدین‌ یوسف‌ بن‌ یعقوب‌ بن‌ محمد بن‌ على‌ شیبانى‌ دمشقى‌ (۶۰۱ – ۶۹۰ق‌/ ۱۲۰۵ – ۱۲۹۱م‌)، مورخ‌ و جغرافى‌نگار. اطلاعات‌ زیادی‌ دربارة زندگى‌ وی‌ در دست‌ نیست‌. در دمشق‌ به‌ دنیا آمد، دوران‌ کودکى‌ و نوجوانى‌ را در بغداد سپری‌ کرد و آنگاه‌ به‌ هند رفت‌، مدتى‌ در ملتان‌ اقامت‌ گزید و در۶۱۸ ق‌/۱۲۲۱م‌ از راه‌ دریا به‌ عدن‌ رفت‌ و در فاصلة سالهای‌ ۶۱۹ -۶۲۷ق‌ به‌ سیر و سفر پرداخت‌ و از شهرهای‌ زبید، مکه‌ و جده‌ دیدن‌ کرد و مدتى‌ نیز در بندر غُلافِقة یمن‌ و سایر نواحى‌ عربستان‌ مقیم‌ شد وی‌ از ابوالیمن‌ کندی‌، عبدالجلیل‌ بن‌ مندویه‌ و دیگران‌ علم‌ آموخت‌. تنها اثر مهم‌ منسوب‌ به‌ ابن‌ مجاور تاریخ‌ المستبصر، در تاریخ‌ و جغرافیا و آداب‌ و رسوم‌ عربستان‌ جنوبى‌ و غربى‌ است‌. آخرین‌ تاریخى‌ که‌ در این‌ کتاب‌ به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌، ذیحجة ۶۲۶ است‌. در بعضى‌ از مآخذ و نوشته‌ها اختلافى‌ در نام‌ این‌ اثر مشاهده‌ مى‌شود. اشپرنگر آن‌ را تاریخ‌ المستنصر ذکر مى‌کند، درنبورگ‌ نیز ضمن‌ تأیید این‌ نظر، آن‌ را اثری‌ مى‌داند که‌ مؤلف‌ به‌ المستنصر بالله‌ خلیفة عباسى‌ اهدا کرده‌ است‌. مایلز نام صحیح‌ کتاب‌ را تاریخ‌ المستبصر مى‌نویسد.

خواندن ادامه ›


شهریور ۲۷ ۱۳۸۹

محمد ارکون درگذشت.

نیز بنگرید به : + ؛ + ؛ +


شهریور ۷ ۱۳۸۹

محمد حیاة سندی و محمد بن عبدالوهاب

طرح روی جلد مزدک نامه 1مزدک نامه ۳، مجموعه ای از مقالات متعدد و عموما معتبر در تمام حوزه های علوم انسانی ست که برای سومین سال پیاپی توسط دکتر جمشید کیانفر مدرس و استاد نسخ خطی، متن پژوه، مصحح متون و سردبیر سابق فصلنامه وزین “آینه میراث”؛ به مناسبت سالمرگ تنها پسر خویش، مزدک کیانفر به زیور طبع آراسته است. موضوعات متعددی در این مجموعه مقالات یافت می شود که همگی حول محور پژوهش های علوم انسانی ست. فهرست مقالات این نوبت را در اینجا می توان دید. از این قلم نیز در این مجموعه، برگردان مقاله ای از جان وُل ،تحت عنوان محمد بن عبدالوهاب و محمد حیاة سندی به مشخصات اصلی زیر منتشر شده است :

* John Voll, Muhammad Hayya Al-Sindi and Muhammad Ibn Abd al-wahhab: An Analysis of an Intellectual Group in 18th Century Madina,  Bulletin of the School of Oriental and African Studies, No.38(1975),pp.32-39

جان اُبرت ول یکی از پژوهشگران قدیمی و سرشناس آمریکایی ست که جزء یکی از اصلی ترین نظریه پردازان تاریخ پیشامدرن اسلامی در خاورمیانه محسوب می شود. او دکترای خویش را در مطالعات اسلامی در سال ۱۹۶۹ اخذ کرده و از آن زمان به بعد یکی از چهره های سرشناس دانشگاه جرج تاون ایالات متحده بوده و سالهای متمادی را در مصر، سوریه و دیگر مراکز تمدنی مهم خاورمیانه زندگی کرده است. حوزه های پژوهشی متفاوت و متعدد او در زمینه وهابی پژوهی، حرکت های اصلاح گر متصوفه، تاریخ حرکت های انقلابی در شمال آفریقا و نیز جنوب شرقی آسیا باعث شده است که او در هر زمینه ای رد پایی از خود به جا گذاشته باشد. رزومه او از اینجا قابل دریافت است . مطالعات مهم او در زمینه مکتب اهل حدیث مدینه در قرون پیشامدرن، سرآغاز پژوهش هایی بود که بعدها بشیر موسی نافع آنها را ادامه داد و هنوز نیز نقاط مبهمی در آن باقی مانده است. ول در این زمینه دو مقاله مهم دارد که آنچه در اینجا می بینید اولین آن دوگانه است. لازم بذکر ست که ول در کنار فعالیت های پژوهشی خویش، گامهای اساسی در تئوریزه کردن نظرات و رویکردهای آمریکا و نظام استعماری آن نسبت به دموکراسی و جهان اسلام داشته است. او در این حرکت شانه به شانه جان اسپوزیتو چهره سرشناس این حوزه گام برداشته است. برای آشنایی بیشتر این مصاحبه را از او ببنید. +

مقاله مورد نظر را می توانید ازاینجا دریافت کنید.

مطالب مرتبط : محمد بن عبدالوهاب ، محمد حیاة سندی و روش شناسی اصحاب حدیث


شهریور ۷ ۱۳۸۹

مقاله تازه ای درباب لمع الشهاب فی سیرة محمد بن عبدالوهاب

مجله ارزشمند و معتبر آینه پژوهش که به تازگی به شماره ۱۲۲ خود رسیده است، مقاله تازه ای با برگردان و ترجمه این قلم منتشر ساخته است. این مقاله یکی از چهار مقاله مهم مایکل کوک، نویسنده و مستشرق سرشناس انگلیسی الاصل است که هم اکنون در دانشگاه پرینستون کرسی تدریس مطالعات اسلامی و خاورمیانه را به عهده دارد. او در فاصله بین سالهای ۱۹۸۰-۱۹۹۶ چهار مقاله مهم درباب وهابیت نگاشت که حول محور تاریخ نه چندان مشخص دولت نخست وهابی – سعودی و سرمنشأ های اندیشه محمد بن عبدالوهاب تدوین شده بود.آثار وی را باید آخرین پژوهش های مورد اعتنا و مهم غربیان درباره وهابیت دانست . البته در نظر خواهیم داشت که کسانی چون دیوید کامینز و خانم ناتالا دلونگ باس در سالهای اخیر دو کتاب مفصل را درباب تاریخ دولت سعودی نگاشته اند اما دقت نظر ، بی طرفی و پژوهش های روش مند کوک در میان این پژوهش ها نادر و شاذ است.هر چهار مقاله کوک درباب وهابیت، توسط همین قلم ترجمه شده است. به غیر از این مقاله که در شماره ۱۲۲ مجله آینه پژوهش به چاپ رسیده است، مقاله دیگری با عنوان سرچشمه های اندیشه وهابیت در مجله میقات حج شماره ۶۵ منتشر شده است. دو مقاله دیگر نیز در دست انتشار و طبع است.

نکته دیگری که لازم به ذکر به نظر میرسد، چاپ تازه ای ست که به تازگی سعودی از همین کتاب لمع الشهاب فی سیرة محمد بن عبدالوهاب منتشر کرده و یکی از محققان برجسته و سرشناسشان به نام عبدالله بن صالح العثیمین آنرا تصحیح کرده است. وی طریق کاملا متفاوتی را نسبت به کوک و ابوحاکمه-سلف او در بررسی این کتاب- پیش گرفته و نویسنده کتاب را نه ناشناس، بلکه  حسن بن جمال بن احمد ریکی دانسته است. کوک این شخص را تنها رونویس کارنابلد و بی دقت کتاب دانسته است. در ضمن عثیمین که خود دانش آموخته دانشگاه ادینبورگ اسکاتلند است و پایان نامه دکترایش را با عنوان (Muhammad Ibn Abdul Wahhab: The Man and his Works,1972) اخذ کرده است، و بسیار بعید می نماید که از وجود مقاله کوک بی خبر باشد، هیچ اشاره ای به نظریات کوک در این باب نداشته است و به هیچ وجه جواب انتقادات او را نداده است. نقد این کتاب و چاپ منقه آن مساله ایست که شاید در مقاله ای آنرا مورد تبیین قرار دهم اما مهم این است که روند(Progress) دقیق پژوهش در این باب را در نظر داشته باشیم و به زیر و بم دقیق مطالب آگاه باشیم.

نسخه PDF مقاله مورد ذکر را در نشریه آینه پژوهش می توانید از اینجا دریافت کنید.


مرداد ۲۸ ۱۳۸۹

روشنفکران غرب زده در آینه نشریه علم و زندگی

مجله علم و زندگی؛ فصل نامه ای ست که به مدیریت و سردبیری خلیل ملکی در دهه چهارم قرن چهاردهم هجری شمسی در تهران منتشر می شد. اولین شماره آن در دی ماه ۱۳۳۰ نشر یافته و با نام ها و مشخصات مختلفی تا اسفند ۱۳۴۰ منتشر شده است. علم و زندگی در دوره سوم خود یعنی ده شماره که در فاصله بین فروردین ۱۳۳۴ تا اردیبهشت ۱۳۳۵ منتشر شد با نام نبرد و زندگی نشر یافت و دوباره از سال ۱۳۳۷ به بعد نام علم و زندگی را بازیافت.

نیم نگاهی به اعضای هیئت تحریریه و دست اندرکاران اصلی مجله دردوره اول مطالب مهمی را بر ما خواهد گشود؛ افرادی چون خلیل ملکی جلال آل احمد٬ ناد‍‍‍‍‍ر نادرپور٬ سیمین دانشور٬ علی اصغر حاج سید جوادی و ضیاء موحدی که جزء نویسندگان ثابت این مجله بوده اند. سخنان و تحلیل های متعددی و پرتعدادی از نقش و گرایش های خلیل ملکی در جریانات سیاسی پیش و پس از کودتای ۲۸ مرداد ارائه شده که هریک از ظن خود به موضوع نگریسته اند. اما قصد ما در این نوشتار ارائه تحلیلی مستند و فارغ از جهت گیری از مجموعه ای ست که ملکی سکاندار آن بود و در دوره ای که جلال آل احمد سردبیری آنرا به عهده داشت.

هر شماره از این مجله مشتمل بر بخش های متعددی همچون اقتصاد و سیاست٬ علم و اجتماع٬ ادبیات و هنر ٬زندگی و نقد کتاب بوده است. نکته ای که بیش از دیگر مطالب هنگام مرور این نشریه به چشم می خورد عدم حضور و پرداخت به موضوعاتی درباب ایران اسلام و یا هرچیزی مرتبط با هویت و فرهنگ این مردم است. هریک از بخش های مجله مشخصا به دست یکی از اسامی سرشناسی که پیش از این بدان اشاره شد اداره می شده است.

بخش اقتصاد و سیاست به مدیریت خلیل ملکی عموما به موضوعاتی که در عرصه بین الملل و بخصوص آمریکا در حال جریان بود می پرداخت. موضوعاتی چون سیاستمداران نوین جهانی(که منظور سردمداران سیاست خارجی آمریکا ست) ؛ سوسیالیسم و کاپیتالیسم دولتی (در ۳ شماره)؛ نهضت های کارگری فرانسه در قرن نوزدهم(در ۲ شماره)؛ سرنوشت تاریخی لیبرالیسم؛ تحولات حزب کارگر در انگلستان و …. بخش مهمی از این مقالات بدست ملکی نگاشته می شد؛ لیکن تعداد مقالات ترجمه شده هم در مجموعه شماره های این مجله بسیار بیشتر از عرف و اقتضای زمان خویش است. همین استقبال و تمایلی که نسبت به تولیدات و استنتاجات علمی غربیان نزد صاحبان نشریه وجود داشت یکی از موضوعات مهم و قابل اعتنایی ست که بدان خواهیم پرداخت.

در صفحه پایانی شماره اول مجله نکاتی مورد اشاره قرار گرفته که تلاشی برای ارائه غیرمستقیم مانیفست مجله است : « این مجله سعی و کوششی ست برای نشان دادن راهی به راهروان مبارزات اجتماعی در ایران» (دوره ۱؛ش۱؛ص۹۷) و یا « مجموعه مقالات این مجله روی هم رفته خواهد توانست فکر خواننده را متوجه جهتی بکند که انسان اجتماعی امروز را تا می تواند از ابهام و پیچیدگی هایی که در افکار و عقاید معاصر وجود دارد رها کند»(دوره۱؛ش۱؛ص۹۸)

خواندن ادامه ›


Bibliography manager